اندر احوالات آنیسا جونم
عشق مامان ماشالا انقدر شیطون شدی که فرصت نمیکنم زود زود بیام عزیزم یه لحظه یه جا نمیشینی چهار دست وپا کل خونه رو میگردی دنبال چیزای تازه ای جدیدن کشو ها رو کشف کردی صبح همین که از خواب پامیشی یه راست میری سراغ کشوها وهرچی هست میریزی بیرون منم وسایل خطرناک کشوها رو خالی کردم تا شما راحت به کاراگاهیت برسی و منم خیالم راحت باشه بعداینکه خوابت برد منم میرم وسایل رو باز میذارم سرجاش عسلم قربونت برم وقتی میگیم دست بده دست میدی بای بای میکنی دیگه میدونی بابایی کی میاد هروقت زنگ آیفون رو میشنوی میگی بابا کلی کارای دیگه بلد شدی دخترم میدونم بعدا خیلی چیزا یادم میاد که ننوشتم اما سعی میکنم تا جایی که ذهنم یاری میده از لحظه های قش...
نویسنده :
مامان نسیم
17:26








